آینده
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 2:34
وقتی با تموم وجود یه آدم بازی میکنین انتظار نداشته باشین مث قبل باهاتون رفتار کنه. من فهمیدم که تنها پشتوانم خودمم و بس و ابدا نمیخوام به کسی اجازه بدم تو زندگیم نقشی داشته باشه یا دخالتی کنه یا هرچی.. توی محیط آموزشی کار پیدا کردم و خوشبختانه تموم شاگردام بچه های کوچولوان. این عالیه میتونم بهشون یا...
تموم
-
تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 2:34
منو تو ، به مرور زخمی کردیم همو . یه روزایی از زندگیمون ، یه جاهاییش که جز خودمون هیشکی کنارمون نبود . بعد از اینکه حسابی رگامون باز شدن ، تو دستاتو گذاشتی روی زخمای من ، من دستامو گذاشتم روی زخمای تو . موندیم . داستان این بود که فهمیده بودیم اگه دستمونو برداریم میمیریم . حالا ، چیزی که امروز منو تو...
غمناک
-
تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:20
u200fاینکه بهت فکر میکنم و میبینم تو هم به اشتباهات زندگیم اضافه شدی،از اون اشتباهاتی که اگر برگردم به گذشته دیگه تکرارت نمیکنم ...غمانگیزه! ...
حقم نبود
-
تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:20
هر زنی حق داره گاهی به جانانش بگه میرم... نه واسه اینکه واقعا می خواد بره!واسه اینکه جانانش دستاش و بگیرهبغلش کنه و بگه کجا میری؟!اومدنت تو زندگیم به اختیار خودت بود اما تا زنده ام حق نداری بری، من نمیذارم بری... لازم باشه به زور نگهت می دارم!این زور گفتن از اون حرفاست که به زن حس آرامش میده... اما ...
امشب
-
تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:20
خونواده ممادریم دور هم جمع شدن و من یجورائی کنار گذاشته شدم شاید اگه مامانم زنده بود من انقد کمبود نداشتم من خیلی عاطفیم و کمبود محبت داغونم کرده... اینکه برای هیچکدومشون مهم نبوده که منم باشم یا نه ... انقد گریه کردم چشام دردن. بغض خفم کرده و هنوزم سرم کجه اشک میچکه از چشام ... احساس غریبی میکنم ظه...
مشنگ
-
تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:20
پوف
چرک
-
تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:20
پوف